قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2335
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و چهل و سيم از رحلت خير البشر در اوايل اين سال ، طغرل بيگ ارادهء آن نمود كه دختر خليفه را خواستگارى نمايد . و چون اين معنى به سمع خليفه ، القائم بامر اللّه ، رسيد بسيار از جاى درآمد ؛ چه ، در اين مدّت هرگز هيچ يكى از سلاطين و حكّام ، حتى سلاطين ديالمه كه تسلّط تمام بر عباسيّه داشتند ، هرگز ارادهء اين معنى نكردند . امّا چون طغرل بيگ با خليفه بسيار در مقام اطاعت و انقياد بود و اظهار اعتقاد او بسيار مىنمود ، مع هذا دختر طغرل بيگ با برادرزادهاش ارسلان خاتون در خانهء خليفه بود ، صريح ردّ او نكرده ، خواست كه به مطالبهء اموال و اسباب بسيار ، طغرل بيگ را تنجير « 1 » نموده از سر اين معامله درگذراند « 2 » . بنابراين ، خليفه در جواب فرستادهء طغرل بيگ از براى خواستگارى ، گفت : اگر طغرل بيگ اين داعيه دارد ، بايد كه إقطاعات حرم سابق خود را در واسط و اهواز با صداق سيصد هزار دينار « 3 » ، مشروط بر آنكه بعد از اين سلطان طغرل بيگ رحل اقامت در بغداد انداخته مطلقا از بغداد به قصد توطّن جاى ديگر نرود . طغرل بيگ بعضى از اين شرايط را قبول نموده مبلغ صد هزار دينار زر نقد و دو هزار و دويست قطعه از نفايس جواهر با چند نفر از كنيزان ترك و از ظروف و أوانى طلا و نقره قريب به صد قطعه و همچنين از جامههاى ديبا و ساير اقسام همراه
--> ( 1 ) . تنجير : اين لغت در فرهنگها يافت نشد ، شايد به جاى تنجير ، « تنجيدن » صحيح باشد كه به معنى درهم فشردن و سخت گرفتن است . - و . ( 2 ) . و نيز در مقابل اسرار أرسلان خاتون با وصلت طغرل با دخترش ، مغرورانه گفته بود : « ما خاندان عباسى بهترين مردم هستيم ، پيشوايى و راهنمايى تا روز رستخيز ميان ماست . هركس به دامان ما چنگ بزند نجات يابد و راهنمايى شود و هر كس با ما سر خلاف پيش آورد گمراه و حيران خواهد شد . » ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 54 . ( 3 ) . جمله ناقص است ، احتمالا بايد بدينصورت باشد : « . . . كابين دخترم گرداند » .